محرور

مردِ گرم‌شده از تب، خشم و جز آن (دهخدا)

محرور

مردِ گرم‌شده از تب، خشم و جز آن (دهخدا)

فرقه‌های نوین هم مثل فرقه‌های سنتی قطب و مراد دارند. قول و فعل و تقریر قطب حجت است و شاقول و خط‌کش.

اعضای فرقه همه‌ی نظام موضوعات و تحلیل‌شان را از قطب‌شان می‌گیرند و این هم البته با استناد به نزدیک‌ترین و دم‌دستی‌ترین گزاره‌های قطب انجام می‌شود.

گاهی اوقات خودِ قطب چنین داعیه‌ای ندارد و از قضا شخصیت فهمیده و معقول و اصیلی است، اما این تغییری در نحوه‌ی مواجهه‌ی اعضا با او ایجاد نمی‌کند. گاهی اعضا خود قطب را هم با آموزه‌های بدلیِ فرقه داوری می‌کنند.

فرقه‌های نوین برخلاف اسلاف‌شان لزوماً سازمان و تشکیلات و رفتار متمایز ندارند. اما اگر قطب یا گزاره‌های ارزشی فرقه به حق یا ناحق مطرود شود، انسجام و ارتباط درونی و نیز غیریت‌سازی اعضا با سایرین بیشتر می‌شود و این‌ها هم به آن‌ها شبیه می‌شوند.

 

پ.ن. مصادیق زیادی از این فرقه‌ها هست که کاش می‌شد بی‌نگرانی از کژتابی و سوءتفاهم درباره‌شان صحبت کرد.

 

این پیش‌نویس یک یادداشت مفصل‌تر است که هنوز نتوانستم بنویسم.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی